۱۰ مدال رنگارنگ ثمره تلاش دختر رزمیکار
۱۰مدال رنگارنگ، ثمره تلاشهای نوجوان دهساله محله عباسآباد در رشته نیوکونگفو است. ساجده عظمایی، نهفقط در ورزش، بلکه در طراحی هم دستی دارد و با علاقه و برنامهریزی، هردو رشته را درکنار درسهای مدرسهاش دنبال میکند. برای او، روزهای خوش آینده، تلفیقی است از هنر و ورزش که جزئیات آن را برایمان بازگو میکند.
-آشناییات با رشته نیوکونگفو چطور اتفاق افتاد؟
پدرم دان دو همین رشته را دارد و وقتی کوچکتر بودم، در یک باشگاه، هنرجو داشت. گاهی من را هم با خودش به آنجا میبرد. تمرین دیگران را که میدیدم خوشم آمد و از هشتسالگی، ورزشم را شروع کردم.
-از برنامه تمرینهایت بگو.
سه روز در هفته، از ساعت ۶:۳۰ تا ۸ شب میروم به باشگاه و زیرنظر خانم شیدا احمدی، تمرین میکنم.
-رفتن به مدرسه، انجام تکالیف و در کنار آن، ورزش حرفهای، خستهکننده نیست؟
اصلا. من واقعا این رشته را دوست دارم. درسخواندن را هم دوست دارم و نمراتم خیلی خوب است. از باشگاه که برمیگردم، هرقدر هم که خسته باشم اول تکالیفم را انجام میدهم، بعد میخوابم.
-در زمینه دیگری هم علاقهمندی داری؟
از بچگی به نقاشی علاقه داشتم. پارسال تصمیم گرفتم کلاس بروم و درست یاد بگیرم. دو روز در هفته طراحی میکنم؛ قبلا فقط نقاشی فانتزی بود، اما الان مدتی است که دارم طراحی چهره کار میکنم.
-ورزش رزمی و هنر طراحی، شباهتی دارند؟
من شباهتی بین این دو تا رشته نمیبینم. یکی مبارزه دارد، آن یکی هنر لطیفی است. فقط میدانم هر دوشان را خیلی دوست دارم و میخواهم تا آخرش ادامه بدهم.
-آخرش یعنی تا کجا؟
برای نیوکونگفو، میخواهم به مسابقات جهانی بروم و افتخار به دست بیاورم. مربی بشوم و باشگاه بزنم. توی طراحی هم همین آرزو را دارم و دلم میخواهد آنقدر کارم خوب باشد که بتوانم به بقیه درس بدهم.
-شیرینترین افتخاری که به دست آوردی، چه بوده است؟
در زمینه طراحی، هنوز در مسابقهای شرکت نکردهام و ساعتهایی که روی یک چهره وقت میگذارم، برایم خیلی شیرین است، بهویژه اگر نتیجه خوب در بیاید. در ورزش، از بین ۱۰ مدالی که به دست آوردم، شش تا طلا هستند. از همه بیشتر، طلای مسابقات کشوریام را دوست دارم که مهر امسال به دست آوردم، بعد از مبارزه با دو حریف قدَر.
-در کنار این شیرینیها، خاطره تلخی هم در ذهنت مانده است؟
خاطرهای که میگویم اولش تلخ بود ولی الان برایم عبرت شده است. مسابقه کشوری در ارومیه را شرکت کردم. قد حریفم کوتاهتر از من بود. او را دست کم گرفتم و اتفاقا شکست هم خوردم. این شکست باعث شد فقط مدال برنز به دست بیاورم.
خیلی گریه کردم و دلم نمیخواست دیگر به تمرین برگردم. بعد که آرام شدم، دیدم تقصیر خودم بوده است و نباید حریفم را دست کم میگرفتم. اشتباهم را در مسابقات بعدی، جبران کردم. برای همین، مدال طلایی که مهر امسال به دست آوردم بعد از این شکست، برایم خیلی شیرین بود.
* این گزارش یکشنبه ۹ آذرماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.
